تعزیه خانه کرمان: تالار گفتمان

MySite.com :: نمايش موضوعات - گفتگوی شمر و ابن سعد در تعزیه حر

گفتگوی شمر و ابن سعد در تعزیه حر

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   MySite.com صفحه اول انجمن -> تعزیه نامه

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

asad
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
22 آبان ماه ، 1395
تعداد ارسالها: 196
امتياز: 153380
تشکر کرده: 1
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: دوشنبه، 13 فروردين ماه ، 1397 21:44:28    موضوع مطلب: گفتگوی شمر و ابن سعد در تعزیه حر پاسخ همراه با اعلان

شمر:
یاران زنید طبل که شد موسم جدال
گفتند ز شور طبل بر افلاک قیل و قال
خطاب من به تو ای ابن سعد بد بنیاد
ز کوفه می‌رسم این دم به حکم ابن زیاد
منم بزرگ عراق و منم دلیر یمن
منم دلاور ایام، شمر ذی‌الجوشن
ز بهر قتل حسین بسته‌ام کمر را تنگ
تو هم ببند کمر را که گشته موسم جنگ

ابن سعد:
بیا تو شمر به حق خدا و پیغمبر
مکن جدال تو با سبط ساقی کوثر
چگونه تیغ کشم ای لعین نامقبول
چه سان به روز جزا می‌دهم جواب رسول
بترس از غضب کردگار لیل و نهار
نما تو شرم ز جدش محمد مختار

شمر:
باید شود شهید گل باغ نشأتین
باید به خون خود بزند دست و پا حسین
من می‌کشم حسین و همه یاران او
من می‌برم به شام همه خواهران او
گر دوستی تو به آن شاه بی‌معین
کن این رقم مطالعه مضمون آن ببین
تا من کنم عیال حسین جمله دربدر
تا من کنم سکینه آن شاه بی‌پدر

ابن سعد:
ای شمر آتش غضبت شعله‌ور شده
دانم که ذات تو به حسین کینه‌ور شده
ای شمر خواستم که میان دو پادشاه
صلحی دهم به فکر نه با لشگر و سپاه
مانع شدی که خیر نبینی به نشأتین
کردی مرا شریک تو بر کشتن حسین
کی می‌کنی تو جنگ به آن شاه لافتا
کی می‌کنی تو جنگ به آن بدر انما

شمر:
این لحظه عرش را به تزلزل درآورم
دست ستم ز جیب تحمل درآورم
باید که حمله بر شه عالی مقام برد
بادی که دختران حسین را به شام برد
باید یورش برم به سراپرده حسین
باید که افکنم به جهان بانگ شور و شین
ای غضنفر فرنکو انفاس
شیر میدان پر دلی عباس
روز جنگ است جنگ باید کرد
کوشش نام و ننگ باید کرد
از دم تیغ گاو ماهی را
اندر این رزم رنگ باید کرد

شمر:
این سخن‌ها ندهد سود دیگر ای عباس
شو مهیای جدال ای شه اورنگ اساس
یا نمایید شما بیعت و فارغ گردید
دیگرم نیست به تو گفت و شنود ای عباس

شمر:
استغفرالله این تو بگو چون که نگذرم
باید سر حسین علی را ز تن برم
باید نهال قامت عباس و اکبرش
از تیغ و نیزه بیفتد در برش

ابن سعد:
بدان مامورم ای حر دلاور
برای قتل فرزند پیمبر
نمایم کربلا را دشت و گلزار
به خون سروران آل اطهار
منم مامور غیر از جنگ کردن
تو هم امداد کن بر قتل دشمن
ابن سعد:
تو می‌گویی که با سبط پیمبر ترک دعوا کن
ز دنیا بگذر و تا می‌توانی فکر عقبی کن
بزن بر طبل ای مغنی بگو تا کی تو در خوابی
زمان جنگ شد اسباب جنگم را محیا کن
شمر:
کدام ابله بگو این چنین کار کند
که نقد را بدهد نسیه اختیار کند
تمام حمله به حر آورید ای لشگر
زنید طبل و خروشید جملگی یکسر
شمر:
ایا کوفیان مصعب آمد به جنگ
ز عمر گرامش بیامد به تنگ
بگیرید دو روی از چهار سو
تو طبال بنواز طبل عدو
شمر:
بگو شهاده سرت را ز تن جدا سازم
میان سر و تنت طرح دوری اندازم
شمر:
ایا گروه بگیرید نقد جانش را
به خاک تیره نشانید یاورانش را
شمر:
ایا پر دلان حر به جنگ آمده
ز کوهسار خونین پلنگ آمده
نسازید بر کشتن او درنگ
نوازید از هر طرف طبل جنگ

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   MySite.com صفحه اول انجمن -> تعزیه نامه

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما





محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما





محل تبلیغات شما

محل تبلیغات شما